السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

129

تفسير الميزان ( فارسي )

احكام است ، بعضى ديگر كتاب و حكمت را به قرآن و سنت و جمله « علمى كه با آموختن به دست نمىآورى » شرايع و سرگذشت رسولان قديم تفسير كرده‌اند بعضى ديگر حرفهايى ديگر زده‌اند كه وجه سستى اين اقوال با بيانات گذشته ما روشن مىشود ، و ديگر حاجت نيست دوباره آن مطالب را تكرار كنيم . « وَكانَ فَضْلُ اللَّه عَلَيْكَ عَظِيماً » اين جمله منتى است كه به رسول خدا ( ص ) نهاده . * ( « لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ » ) * راغب مىگويد : وقتى بگويى : « ناجيته » معنايش اين است كه من با او مطلبى سرى و بيخ گوشى در ميان نهادم ، و اصل اين كلمه از ماده « نجوة » گرفته شده كه به معناى زمين خلوتى است كه تو با كسى در آنجا خلوت كنى . اين سخن راغب بود « 1 » . و بنا به گفته وى كلمه « نجوى » به معناى گفتگوى سرى و پنهانى است ، و چه بسا كه اين كلمه درباره شخص دو طرف صاحب « نجوى » نيز اطلاق گردد . يعنى به خود آن دو نيز نجوا گويند . هم چنان كه قرآن كريم فرموده : « وَإِذْ هُمْ نَجْوى » ( زمانى كه ايشان نجوا بودند ) يعنى با يكديگر نجوا كردند . و در اين گفتار ، يعنى جمله : * ( « لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ » ) * به مطلب قبلى كه مىفرمود : « إِذْ يُبَيِّتُونَ ما لا يَرْضى مِنَ الْقَوْلِ » برگشت شده ، البته اين در صورتى است كه بگوئيم آيات به يكديگر اتصال دارند ، كه در اين صورت جمله مورد بحث مطلب قبل را كه راجع به سخن محرمانه و سرى به طريق تبييت بود عموميت داده ، مىفرمايد : هيچ چيزى در بيشتر سخنان سرى آنان نيست ، چه اينكه اين سخنان به طريق تبييت باشد و چه به طريق ديگر ، نظير اين تعميم دادن مطلبى خاص ، در آيه بعدى به كار رفته به اين معنا كه آيه مورد بحث سخن از سخنان سرى داشت و جا داشت در آيه بعدى بفرمايد : « و هر كس به همفكر خود بر سر دشمنى با رسول و مشاقه با آن جناب » نجوا « كند ، چنين و چنانش مىكنيم » ولى اينطور نفرمود ، بلكه مطلب را عموميت داده فرمود : « و هر كس با رسول دشمنى كند چنين و چنانش مىكنيم » چه اينكه اين مشاقه و دشمنى به طريق نجوا باشد و چه به طرق ديگر . و ظاهر استثناى : * ( « إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ » ) * اين است كه استثنايى منقطع

--> ( 1 ) مفردات راغب ، ص 484 .